O_O

متن مرتبط با « عشق » در سایت O_O نوشته شده است

ترس، نابودگر عشق

  • نیلوبلاگ

          کنار خیابون ایستاده بود تنها ، بدون چتر ،  اشاره کرد مستقیم ... جلوی پاش ترمز کردم ، در عقب رو باز کرد و نشست ،  آدمای تنها بهترین مسافرن برای یک راننده تنها ،  - ممنون  - خواهش می کنم ... حواسم به برف پاک کنای ماشین بود که یکی در میون کار می کردن و قطره های بارون که درشت و محکم خودشون می کوبوندن به شیشه ماشین ،  یک لحظه کوتاه کافی بود که همه چیز منو به هم بریزه ،     و اون لحظه ، لحظه ای بود که چشم های من صورتش رو توی آینه ماشین تماشا کرد ، نفسم حبس شد ، پام ناخودآگاه چسبید روی ترمز ،  - چیزی شده ؟ چشمامو از نگاهش دزدیدم ،  - نه .. ببخشید ،  خودش بود ، شک نکردم ، خودش بود  بعد از ده س...

    ادامه مطلب
  • برچسب‌های مرتبط

    jvs khf | n'v uar | ترس نابودگر عشق |